جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

62

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى)

* * * سرانجام در سال 1338 ه . ش تصميم گرفتم كه هر پنج جلد الامام على صوت‌العدالة الانسانية را ترجمه و منتشر سازم . به همين منظور ، پس از كسب اجازه از مؤلف محترم ، به ترجمه جلد اول آن اقدام نمودم كه قسمت‌هايى از آن ، در همان سال ، در هفته‌نامه‌هاى مذهبى تهران از قبيل : وظيفه ، نداى حق و غيره چاپ شد . ولى متأسفانه پس از آن ، شرايطى پيش آمد كه امكان چاپ كتاب از بين رفت و قسمت‌هاى ترجمه‌شده هم در گوشه‌اى بايگانى گرديد ! در تابستان سال 1344 جناب « شمس فراهانى » - مدير محترم مؤسسهء مطبوعاتى فراهانى - پيشنهاد نمود كه به چاپ ترجمه كتاب اقدام شود . . . پس از پذيرفتن اين پيشنهاد هنگامى كه در تبريز پاك‌نويس ترجمه را آغاز كردم ، متوجه شدم بايد آن را از نو ترجمه كنم ، زيرا به قول « عمادالدين اصفهانى » متوفاى 597 ه : انسان ، امروز كتابى مىنويسد و فرداى همان روز مىگويد اگر اين مطلب تغيير يابد بهتر خواهد بود و اگر چنين افزوده شود ، جلوه بيشترى خواهد داشت و اگر اين مطلب جلوتر باشد ، بسيار به جا خواهد بود و اگر آن يكى نوشته نشود ، زيباتر خواهد گشت ، و اين ، از بزرگ‌ترين عبرت‌هاست و دليل چيرگى نقص بر همهء بشر است . « 1 » . . . ترجمهء جديد شروع شد و در عرض دوماه تعطيلى تابستان ، ترجمهء كامل جلد اول پايان يافت و در بعضى از مواردى كه لازم به‌نظر مىرسيد ، پاورقىهايى افزوده

--> ( 1 ) . « انّى رأيت انّه لايكتب انسان كتاباً فى يومه الّا قال فى غده ، لو كان غير هذا الكان احسن ولو زيد كذا لكان يستحسن ولو قدم هذا لكان أفضل ولو ترك هذالكان أجمل وهذا من أعظم العبر وهو دليل على استيلاء النقص على جملة البشر » !